کس کون سکس دخترای حشری بکن بکنه

Monday, August 21, 2006

¤¤محبوبه¤¤

يه دختر خاله دارم كه البته متاهله اما انصافا از اون



كساي بيسته كه كمتر زني رو ديدم كه تا اين حد خوش



بدن باشه . حتما شما هم با من موافق هستيد كه بعضي زنا



كلا بدن لوندي دارند و مرد پسند هستند . اين دختر



خاله من هم از اون كس هاي نازو حشري كن هست. اما اتفاقي



كه برام افتاد رو مي خوام تعريف كنم :



از بچگي تو نخ محبوبه بودم از همون موقعي كه هنوز آبم



نيومده بود و در حقيقت به سن بلوغ نرسيده بودم .



محبوبه خيلي خونه ما رفت و آمد داشت و هميشه هم وقتي مي



نشست تمام زندگينامه خودش رو رو ميكرد و ازروناي تپل و



سفيدو كشيدش خيلي فيض مي بردم و حتي يادم مي آد كه اولين



بار آبم با ياد محبوبه اومد.



و جالب اينكه محبوبه هم انگار خبر داشت كه من تو خطشم و



شايد به همين دليل بود كه به بهانه اينكه من بچه هستم و



اون از من 6سال بزرگتره حجاب رو رعايت نميكرد و مثلا پيش



من يكبار با موم موهاي زايد رون هاشو ميكند و انگار نه



انگار كه يه پسر 12 ساله كه من بودم داره تماشا ميكنه .



البته الان 28 سال دارم .



القصه ....



پارسال خانواده من رفتند شمال و من در تهران تنها موندم



. ساعت 5بعداز ظهر دفتركارم رو بستم و رفتم خونه . يه



عصرانه توپ زدم تو رگ و ميخواستم كه برم پاي اينترنت كه



ديدم زنگ در خونه بصدا دراومد



رفتم دم در و ديدم محبوبه است . خيلي تعجب كرده بودم آخه



محبوبه خبر داشت كه خانواده من رفتند مسافرت و اينكه



اومده بود دم خونمون خيلي مشكوك ميزد.خلاصه به من گفت



تنهايي ؟ گفتم آره چطور مگه . گفت آخه تلفنمون خرابه مي



خوام يه تلفن از خونتون به كسي بزنم . من هم از خدا



خواسته تعارف كردم اومد داخل . رفت پاي گوشي تلفن و



چادرش رو از سرش انداخت .ديدم يه دامن زرد پاشه .



همينطور كه داشت با تلفن حرف مي زد دامنش رو ميكشيد بالا



تا جايي كه ديگه كاملا رون هاشو ميديدم . آخرين بار



پاهاشو 7-8 سال پيش ديده بودم اما حالا خيلي تپل تر بود



كه البته با توجه به قد خيلي باندش كه 185 به بالا بود



تازه پاهاش خوش تركيب شده بود.



همينطور كه داشت با تلفن حرف ميزد ديدم يه اشاره به من



كرد .منظورش رو نفهميدم بعد حرفشو با تلفن قطع كرد به من



گفت ميري يه ليوان آب خنك برام بياري؟ رفتم براش بيارم.



اما وقتي برگشتم صحنه عجيبي ديدم .



كاملا لخت شده بود .واي چه اندامي و چه كوس رو فرمي داشت



. منكه اصلا توقع ديدن اين صحنه رو نداشتم



بي اختيار دستپاچه شدم دستام شل شده بود و پارچ و ليوان



آب از دستم ليز خورد افتاد . محبوبه متوجه دستپاچگيم شد



. برگشت گفت رامين بيا بخور . گفتم چي رو؟ گفت زود باش



معطل نكن كه دارم ميميرم كوسمو بخور.رفتم سمت كوسش و



شروع كردم به ليسيدن اون كوس قشنگ و خوشبو.كه كمي هم پشم



داشت .يه 5دقيقه اي ليسيدم كه گفت پاشو وايساده منو بكن



.پاشديم ايستاديم اومدم بكنمش اما كيرم به كوسش نرسيدچون



محبوبه حداقل 10 سانت از من بلندتر بود بهم گفت برو از



دم در كفشهاي پاشنه بلند منو بيار بپوش تا كيرت به كوسم



برسه اما بازم نرسيد ومجبور شدم خوابيده بكنمش.كيرمو



كردم تو كسش و همون اول آبم اومد و ارضا شدم و محبوبه از



اين بابت خيلي شاكي شدو بعد از كلي غر زدن گفت بخواب رو



زمين . من خوابيدم و اون با كوسش نشست جلوي دهنم و گفت



بليس .منكه ديگه بي ميل شده بودم حرفشو گوش نكردم كه



محبوبه با زور كوسشو فرو كرد تو دهنم و همونطوري نگه



داشت احساس كردم دارم خفه ميشم اما انقدر قوي جثه بود كه



زورم نميرسيد خودمو نجات بدم و به زور تنفس ميكردم و در



عين حال التماسش ميكردم كه پاشه.



اما انگار تازه داشت بهش حال ميداد چون هي داشت كوسش رو



مي مالوند به دهنم و لذت ميبرد . احساس خفقان ميكردم .



در همون حال يه بشكون از كونش گرفتم كه يه متر پريد رو



هوا .ديگه از دستم ذله شده بود . اون از زود آب اومدنم



،اون از نليسيدن كوسش و حالا هم بشكون گرفتن از كونش.



برگشت گفت :رامين فكر نميكردم تو اين مسايل اينقدر ناشي



باشي . گفتم تقصير خودته كه انقدر باحالي كه زود آبم



اومد. يكهو با قدرت بدني و قد بلندي كه داشت با تمام



قدرتش همچين در يك لحظه پريد رو گردنم و گردنم رو گذاشت



لاي روناش و فشار داد كه باورم نميشد داراي اين قدرت



باشه . بهم گفت يا كوسم رو يه ساعت ميليسي يا لاي رونام



خفه ات ميكنم . فشار عجيبي روي گردنم بود . احساس ميكردم



الانه كه گردنم خرد بشه . ديگه چاره اي نبود .از ترس



اينكه بيشتر به گردنم فشار نياره چنان لاي كوسش رو



ميليسيدم كه انگار دارم بستني ميليسم .هرچي بيشتر و



محكمتر ميليسيدم محبوبه بيشتر جيغش در مي اومد و همش



ميگفت بليس بليس كه از صدتا كردن بيشتر داره حال ميده .



بليس رامين كوچولو. همينطور داشتم ميليسيدم كه احساس



كردم داره تو كوسش تغييراتي ايجاد ميشه .حرارت كوسش خيلي



رفته بود بالا. همينطور ميليسيدم كه ناگهان كوسش تكون



كوچيكي



خورد و آبش به طرز شگفت اوري فواره زد رو صورت و دهنم..



اينكه ميگم شگفت آور بيراه نميگم چون من تا حالا نديدم



كه آب يه زن از مرد هم بيشتر باشه و جهش بيشتري هم داشته



باشه . اما آب كوس محبوبه تمام اين ويژگيها رو داشت



بعلاوه اينكه عجيب داغ بود كه احساس كردم الانه كه پوست



صورتم بسوزه.خلاصه تمام آب كوسش ريخت رو صورتم و منو



مجبور كرد كه از آبش بخورم و من خوردم و مزه خيلي عجيبي



داشت .شايد مزه بستني سنتي كه مثلا داغ شده باشه. يه



همچين چيزي.اما انصافا نميدونم چرا اينقدر حال داد. حالا



محبوبه بي حال شده بود اما تازه خوردن آب كوسش منو حشري



كرده بود و نوبت من بود كه كيرمو بذارم تو دهنش .



اينكارو كردم 2-3 بار ساك زد ولي نامردي نكرد وچنان



كيرمو گاز گرفت كه فرياد من دراومدو گفت حالا حساب بي



حساب شديم.اما من هنوز حشري بودم . ديدم پاشد رفت سمت



دستشويي. گفتم ادرار داري گفت آره . گفتم نميخواد بري



دستشويي بيا يه تشت ميذارم ادرار كن توش . انگار خوشش



اومد .برگشت يه تشت آوردم دهنم رو گرفتم جلوي كسش شاشيد



تو دهنم و بقيه اشو ريخت توي تشت.مزه ادرارش مثل ب



كمپلكس بود و هنوز مزه اش زير زبونمه .خلاصه يكمي به



كوسش نگاه كردم و با جق دوباره آبم اومد و ديگه سير شدم



. محبوبه گفت ديرم شده و رفت خونه شون وتا حالا هنوز



نتوستم دوباره بكنمش و از ادرارش ميل كنم . البته تلفني



زياد حرف ميزنيم و اسمشو گذاشتم ادراركولا .چون از صد تا



كوكا كولا خوشمزه تره و تازه آب كوسش هم خيلي عالي بود



.توصيه هم ميكنم كه آقايون يه بار هم كه شده آب كس



بخورند ببينند مزه اون چي هست